نوشته‌ها

 

رئیس مرورگر(موتور جستجو) کروم و همچنین مدیر ارشد مهندسی در گوگل با لقب “شاهزاده امنیت” ,متخصص امنیت اطلاعات کامپیوتری

◾عهده دار امنیت گوگل از سال ۲۰۱۴

◾مشاور خدمات دیجیتال کاخ سفید جهت ارتقای امنیت فناوری های مورد استفاده دولت ایالات متحده آمریکا

◾منتخب ۳۰ نفر زیر ۳۰ سال Forbes در لیست صنعت فناوری سال ۲۰۱۲

◾منتخب Wired در لیست ۲۰ نفره افراد الهام بخش در فناور

◾منتخب نشریه Fortune در سال ۲۰۱۸ بعنوان یکی از نفرات لیست ۴۰ نفره زیر ۴۰ سال که بیشترین تاثیرگذاری را بر جوانان در کسب و کار دارند.

◾فارغ التحصیل از دانشگاه Illinois در رشته مهندسی کامپیوتر با مدرک کارشناسی ارشد گرایش نرم افزار

پریسا تبریز، از مادری  آمریکایی- لهستانی، پرستار، و پدری دکتر که از مهاجران ایرانی است، متواد شده است.او عاشق ساختن و طراحی چیزهاست.گاهی اوقات این تمایلات خود را به شکل هنرهای تجسمی و صنایع دستی نشان می دهد و گاهی اوقات نیز در قالب کدنویسی بیان می شود.

پریسا فقط چند ماه پس از فارغ التحصیلی بعنوان هکر برای تیم امنیت به گوگل پیوست و مسئولیت وی در حال حاضر ایجاد حداکثر امنیت , ثبات و کارایی موتور جستجوی گوگل برای تمامی دستگاه ها اعم از لپ تاپ, گوشی موبایل یا تبلت است.او همچنین مدیریت تیم امنیت تحقیقات پروژه Zero با هدف کشف حفره‌های امنیتی گوگل را به عهده دارد.

زمانی که وی در کالج بود خروجی خلاقی را در موضوع توسعه وب داشت زیر ارزانترو ساده تر از خریدن تجهیزات هنری بود.هنگامی که فردی یکی از وب سایت هایش را هک کرد , به یک باشگاه امنیت اطلاعات و هک محلی ملحق شد تا دلیل این اتفاق را دریابد.از آنجا بود که او دیگر هیچگاه پشت سرش را نگاه نکرد.

از افتخارات دیگر او سخنرانی در مدرسه کندی دانشگاه هاروارد و آموزش هک کردن به تازه کاران است.

پریسا می گوید :«در حالی که یادگیری نکات اساسی امنیتی مهم است، تیم ما هدف ساختن مرورگری را دارد که به طور خودکار شما را ایمن نگه می‌دارد، بنابراین هرگز نیاز به تاکید امنیت ندارید و می‌توانید از بخش‌های فوق‌العاده وب لذت ببرید.»

ادامه در قسمت مقالات سایت

کارآفرین سرمایه گذار روزنامه نگار مولف مدیرعامل و بنیانگذار Mavatar Technologies فارغ التحصیل از دانشگاه استنفورد در مقطع فوق لیسانس رشته مدیریت و نویسنده مقالات فوربز

من برای بیش از سی سال در محصولات نوآورانه و کسب و کارهای حوضه فناوری رسانه و خرده فروشی سرمایه گذاری و کار کرده ام که مرا به جایگاه فعلی امروزم بعنوان مدیرعامل و یکی از بنیانگذاران ” ماواتار” رهنمون کرد.من این شرکت را در سال ۲۰۱۱ بر اساس تحقیقاتی که پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه استنفورد انجام دادم تاسیس کردم.راه حل های “بازار غیرمتمرکز و محتوای منتشرشده قابل خرید” ماواتار به خرده فروشی ها و شرکت های رسانه ای راه های جدیدی را برای اندازه گیری انحراف داده و محتوا در قالب تجارتی مشتری محور می دهد.

ما اخیرا mCart را با تلاش های تیم جهانی خودمان ارتقا دادیم و یک “پروتکل توزیع غیرمتمرکز” را ایجاد کرده ایم که فناوری های بلاکچین پیشرفته و هوش مصنوعی را برای خرید حضوری و بازاریابی تاثیرگذاری یا تبلیغات کاربر افزا با یکدیگر ادغام می کند تا پاسخی برای فقدان شفافیت و اعتماد در فروش های خرده فروشی و زنجیره ارزش بازاریابی باشد.

 

سفر من بعنوان یک کارآفرین روزنامه نگار مولف سرمایه گذار عضو هیئت مدیره فعال اجتماعی فرصت های زیادی را شامل دعوت چندین رسانه و جوایز کاری و اجتماعی به همراه داشته است.همچنین من در سمینارهای گوناگونی سخنرانی کرده ام و کار ما بصورت پیوسته توسط رسانه های اصلی به تصویر کشیده شده است.

من علاوه بر کارم با mCart همچنین بعنوان شریک در  Candou Ventuersفعالیت دارم.من عضو هیئت مدیره شورای اجرایی بین المللی IMA و انجمن VOMax- هیئت مشاوره Trustroot مدرسه کسب و کار استنفورد – سازمان Alumni -یک سازمان غیر انتفاعی برای زنان اجرایی با نام Watermark و نویسنده مقالات فوربز هستم.

نویسنده , کارآفرین , انگیزه بخش, بنیانگذار و مدیرعامل کمپانی خوشبین و سرمایه گذار املاک و مستغلات

پس از اینکه مانی خوشبین در سن چهارده سالگی وارد آمریکا شد درحالیکه در دبیرستان تحصیل می کرد شروع به فروش کالاهای دست دوم در روزهای پایانی هفته کرد.

در سن شانزده سالگی شغل اول حقیقی خود را در شهر سانتا آنا و در فروشگاه kmart با دستمزد ساعتی سه دلار و پانزده سنت بعنوان کارگر خدمات و در محوطه پارکینگ آغاز کرد.

مانی بعدها به کارمندی ارتقا پیدا کرد و سرانجام تنها پس از یک سال به سمت معاونت مدیر در قسمت کالاهای ورزشی رسید.

مانی چیزی بیش از یک حقوق می خواست بنابراین بدنبال فرصت های شغلی دیگر بود و توانست یک شرکت بازاریابی چند سطحی پیدا کند که کارش فروش خانه به خانه کیسه های آجیل و شکلات بود.

مانی برای آن شغل درخواست داد و در دو ماه اول پردرآمدترین فروشنده شرکت شناخته شد.

یک روز که در پرایس کلاب به همراه پدرش درحال خرید بود مشاهده کرد که تمامی کالاهایی که او می فروشد بصورت عمده فروخته شده بود و بسرعت حساب و کتاب کرد تا بفهمد که هزینه هر کیسه درصدی از رقمی است که کارفرمایش از او می گرفت.

او در سن هجده سالگی و درحالیکه در سال آخر دبیرستان بود تصمیم گرفت کسب و کار خودش را راه بیاندازد.

او یک دفتر کوچک اجاره کرد و یک جعبه پر از مخلوط میوه های خشک و آجیل خرید.

کیسه هایی از جنس پلی استر ,خط کش و سلفون پیچ موارد بعدی بودند که او خریداری کرد و برای برچسب ها از کامپیوتر پدرش استفاده کرد.او بصورت رسمی وارد بیزنس شده بود.

مانی این مواد خوراکی را به مراکز خرده فروشی(نمایشگاه ها) / خدمات خودرو می فروخت تا زمانیکه هشداری از طرف دپارتمان سلامت دریافت کرد.

او برای بسته بندی محصولات غذایی نیازمند تجهیزات استاندارد بسته بندی بود.

وی مجبور شد این کار را بخاطر هزینه های بالاتر تحمیلی (جهت خرید تجهیزات پیشرفته) متوقف کند تا بتواند رضایت اداره بهداشت را جلب کند.

مانی از اینکه مجبور شده بود کارش را تعطیل کند بسیار ناامید شده بود اما مدیر یکی از شعبه هایی که به او آجیل می فروخت از وی بسیار خوشش آمده بود و همین باعث شد تا به مدت یک سال بعنوان معاون مدیر استخدام شده و مشغول بکار شود.

اما شور کارآفرینی که در قلبش بود این موضوع را به او یادآوری می کرد که این تنها کاری مقطعی برای ورود به مرحله بعدی است.

در سال ۱۹۹۱ و در سن بیست سالگی بواسطه دوست پدرش که یک کارگزار بود به سمت خرید یک پمپ بنزین سیار رفت.

به او گفته شد که می تواند یکی از آنها را با ده درصد زیر قیمت اصلی بخرد بنابراین این فرصت را در هوا قاپید و همه پس اندازش را در آن سرمایه گذاری کرد و تبدیل به یک دلال سیار شد.

خب قضیه از این قرار بود که شرکت وام دهنده کلاه بردار بوده و مانی کل پس اندازش را از دست داد.

او سپس تلاش کرد که یک سوپرمارکت بخرد اما پس از این اقدام ماهانه ۱۰٫۰۰۰ دلار هزینه اضافی بر وی تحمیل می شد که سرانجام مجبور به فروش آن شد.

مانی در سال ۱۹۹۲ بدون پول و بدول شغل جواز املاک و مستغلات خود را گرفت و برای یک شرکت مرهونات بعنوان یک کارمند صدور وام مشغول بکار شد.

پس از شش ماه شرکت مرهوناتی خودش را راه اندازی کرد تا بتواند در املاک مصادره شده و توقیف شده سرمایه گذاری کند.

مانی در طول سال های ابتدایی با چالش های زیادی مانند مرزهای زبانی و مورد انتقاد قرار گرفتن از بابت خاور میانه ای بودن و … روبرو بود اما این موارد او را متوقف نکرد.در عوض باعث شد تا کار خود را بصورت جدی تر دنبال کند.

امروز مانی خوشبین چندین شرکت را در همه جوانب این کسب و کار رهبری می کند.

او شخصا در جریان کار همه خرید ملک ها , نقل و انتقالات و بازسازی ها قرار دارد و کمپانی خوشبین را که یک پرتفوی املاک و مستعلات تجاری در شش ایالت آمریکا و به مساحت بیش از ششصد و هفتاد هکتار است. .را مدیریت می کند.

اگرچه شاخه اصلی کسب و کار او املاک و مستغلات است و وی آن را بعنوان ستون فقرات می بیند اما در تجارت های دیگری نیز حضور دارد.

مانی بعنوان یک کارآفرین عاشق این است که خود را به چالش بکشد و به رویای دست داشتن در تجارت های زیاد جامه عمل بپوشاند.

مانی در نیوپرت کست با همسرش لیلا میلانی که مدل و بازیگر است و همچنین دخترشان پریشیلا خوشبین زندگی می کند.