رِی رِدی میلیون­ها دلار سرمایه برای استارت­آپ خود فراهم کرده، یک شرکت به گوگل فروخته و حالا با عصای آهنینِ کسب و کار محلی در مسیری نو و خلاقانه گام گذاشته است. با این همه، تصمیم گرفته برای آغاز تازه ترین سرمایه گذاری­اش از گوگل و سیلیکون وَلی خارج شود.

رِی رِدی در مصاحبه اختصاصی­اش در پادکستِ DealMakers به مزایا و معایب سیلیکون ولی و استراتژی­های جذب سرمایۀ خود پرداخته است.

هنر کسب و کار

رِی که همواره انسانی کنجکاو بوده می­خواست بداند که آیا کسب و کار شبیه ریاضیات و علم است. او برای تحصیل در رشته علوم کامپیوتری وارد دانشگاه واترلو شده، و بعد از آن مدرک کارشناشی ارشد خود را در رشته کسب و کار و کارآفرینی و تکنولوژی اخذ کرد.

او می­گوید که برخی اصول بنیادین مهم را یاد گرفته، که چگونه به مشکلات پیچیده بپردازد، و چگونه به سرعت یاد بگیرد. اما وقتی وارد دنیای کسب و کار شد فهمید که آنچه یاد گرفته فاقد دانش عملی برای اجراست. خودِ او در اینباره می گوید، “موضوع بیشتر درباره غریزه و تجربه است تا رویکردهای قطعی و چگونگی حل بعضی از این مشکلات.”

او بعد از فارغ التحصیلی یکراست وارد حوزه استراتژی شرکتی در بلک بِری (BlackBerry) شد، و در بخش ادغام­ها و اکتساب ها (M&A) و سرمایه گذاری خطرپذیر فعالیت می کرد. با این وجود، نه تنها در تمام زندگی مشتاق یادگیری بود، بلکه اشتیاق ساختنِ چیزی را داشت، چیزی که بنظرش هدفمند و بامعنا باشد.

گوگل درباره M&A به چه چیزی دست یافته

به تدریج، در تلفن های همراه از سایر ابزارهای الکترونیک پورتابل استفاده می شد، و خیلی زود مسیریابی پورتابل، GPS پورتابل، و مدیا پلیرهای پورتابل را جذب خود کرد. اما ظاهراً کسی به آن توجهی نداشت، تا اینکه رِی رِدی تصمیم گرفت شخصاً مشکل را حل کند و برای پیگیری یک تیم تشکیل داد.

این استارت­آپ به PushLife تبدیل شد.

قبل از آیفون، آنها بودند که روی خلق تجربۀ انتقال آسان محتوا روی تلفن و کامپیوترها، خصوصاً موسیقی، تمرکز کردند. این تیم تلفن های معمولی را برداشته، و تجربه آیپاد را روی اندروید، بلک بری، و نوکیا پیاده کرد. دست آخر، شرکت PushLife مجوز استفاده از این نرم افزار را به اپراتورهای اصلی اعطا کرد.

این نرم افزار چنان موفقیت آمیز بود که گوگل مالکیت آن را بدست آورد. بعد از این اکتساب، رِی به مدت چهار سال با گوگل همکاری کرد. ابتدا در دفتر کانادایی گوگل در واترلو بود، و بعد از آن در دفاتر مرکزی گوگل در مانتین ویو مستقر شد.

رهبری تیم تجارت موبایل برای یکی از محصولاتشان را کنار گذاشت، و بعد از آن تا پایانِ همکاری با گوگل عضوی از تیم راه اندازی برای سرویس گوگل اکسپرس بود، که یک سرویس تحویل در همان روز در حوزه خرده فروشی است.

به گفته رِی تفاوت شرکت هایی مانند گوگل این است که آنها صدها اکتساب در سال انجام می دهند، و حقیقتاً آن را به یک کارخانه تولید انبوه تبدیل می کنند. آنها کاملاً سازمانیافته عمل می کنند. شوخی ندارند. واقعاً نابغه­اند. با توجه به دیدگاه رِی بنظر نمی رسد که کسی چندان هم به یک مذاکره خوشبین باشد. و این کاملاً منطقی است، چون معامله شروع یک رابطه است.

رِی بر این عقیده است که فرایند M&A گوگل طوری طراحی شده که گروهی از افراد پرانرژی را دور هم جمع کند که طی سالهای آتی برای آن ارزش زیادی ایجاد می کنند. حالا این وضعیت را با برخی دیگر از رویکردهای اکتساب مقایسه کنید تا ببینید نتیجه تا چه حد متفاوت است.

عاقبت، رِی یک مشکل تازه و بزرگ برای حل کردن پیدا کرد. او در نهایت به این نتیجه رسید که یک شرکت بزرگ به لحاظ ساختاری برای حل این مشکل مناسب نیست، حتی اگر شرکتی با منابع گوگل باشد.

تورنتو در مقابل سیلیکون ولی

رِی تیم اولیه خود را به تورنتو منتقل کرد. نه به این خاطر که سیلیکون ولی جای جالبی نیست، به گفته خودش “با اینکه وَلی پایتخت فناوری جهان است اما فعالیت های عجیبی هم دارد.” عجیب ترینِ آنها اینکه شما روی افراد خیلی ثروتمند متمرکز می شوید، و آنها جزو اولین کسانی هستند که فناوری شما را استفاده می کنند.

رِی به افول کل فضای برحسبِ تقاضا (on-demand) طی چند ساله گذشته اشاره می کند؛ همه چیز از خدمات نظافتچی گرفته تا لایروبی، و واکنش های گستردۀ مثبت کاذب از جانب سیلیکون ولی.

چون وقتی در محله هایی مثل پالو آلتو زندگی می کنید که در آن میانگین درآمد خانوار بیشتر از ۲ میلیون دلار است، خیلی راحت خودتان را گول می زنید که به اندازه کافی افرادی هستند که برای راحتی خودشان بابت یک محصول ویژه پول خرج کنند.

همانطور که رِی می گوید، ” برای سرمایه گذارانی که در وَلی زندگی می کنند اصلا اهمیتی ندارد که بابت تحویل یک کالای ۱۰ دلاری ده دلار هزینه ارسال بپردازند.” این کار برای آنها عجیب نیست. اما وقتی به محله ها و شهرهای معمولی تر در آمریکای شمالی نگاه می کنید این قانون دیگر صدق نمی کند، و شما در وَلی از این واقعیت غافل می مانید. از دیدن طبقه متوسط غافل می مانید.

رِی اضافه می کند، “بنابراین، اگر می خواهید یک محصول برای مصرف کننده بازار انبوه بسازید باید مراقب مثبت های کاذبی باشید که از وَلی نشات می گیرند.”

بعد از آن، تیم رِی به دنبال واقعیت استعدادسازی، استخدام، هزینه و بسیاری چیزها از همین دست رفت. به همین دلیل تصمیم گرفتند به تورنتو نقل مکان کنند.

استراتژی جذب سرمایه

تازه ترین استارت­آپ رِی Ritual نام دارد که یک اپ سفارش­گذاری اجتماعی است که از شبکه های همکاران برای تحویل و پرداخت سریع و آسان در میان طیف گسترده ای از رستوران ها و کافی شاپ های محلی استفاده می کند.

او تا به حال ۱۲۰ میلیون دلار سرمایه فراهم کرده است. شرکت Greylock در سرمایه گذاری سری A در وَلی پیشگام بود. شرکت Insight سرمایه گذاری سری B را از نیویورک رهبری کرد، و شرکت Georgian Partners دور سرمایه گذاری C را در تورنتو هدایت کرد.

رِی می گوید که به جای منتظر ماندن برای بستن دور سرمایه گذاری آن چنان که باید و شاید، “به شکل متفاوتی به آن نگاه می کنم و آن یعنی اینکه همیشه باید با سرمایه گذارها صحبت کنید. همیشه باید با آنها گفتگوی مداوم داشته باشید.”

او همیشه با موج تازه ای از سرمایه گذاران گفتگو کرده و سعی می کند با آنها چنین رابطه ای بسازد. به این ترتیب، جذب سرمایه به اعتماد خلاصه می شود، و اینکه آیا آنها به قضاوت شما اطمینان دارند؟ آیا باور دارند که شما از عهده کاری که می گویید برمی آیید؟

در مورد استارت­آپ Ritual، هرگز این سرمایه گذاران نیستند که بالاترین ارزشگذاری را تضمین می کنند، بلکه افرادی هستند که می خواهید با آنها کار کنید، افرادی هستند که می خواهید این شرکت را با آنها بسازید، و با آنها وقت بگذرانید.

رِی قبل از هر دورِ جذب سرمایه حدود ۹ تا ۱۲ ماه با تک­تک سرمایه گذارها رابطه برقرار می کند. وقتی زمان جذب سرمایه می رسد بقیه کار مثل آب خوردن است.

نویسنده : الکساندرو کلیمیتس

1 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *