پژمان قدیمی

کارآفرین خودساخته,نویسنده کتاب های پرفروش,مربی کسب و کار,تاجر ساعت , سرمایه گذار و بنیانگذار Vip motoring , Secret consulting و Secret entourage

او که یک کارآفرین خودساخته و نویسنده کتاب های پر فروش است در سال ۱۳۶۱ متولد شد و بیشتر دوران کودکی خود را در فرانسه گذراندو سرانجام در سال ۱۳۷۶ به آمریکا مهاجرت نمود.

مادرش به تنهایی او را با حداقل امکانات بزرگ کرد و پژمان خیلی زود تصمیم گرفت که روی پای خودش بایستد.

بخاطر نیاز مالی نتوانست تحصیلات خود را ادامه دهد.وی تصمیم گرفت که از سن خیلی کم کار کند و تمرکز خود را در امور بانکی گذاشت بطوریکه بسرعت برای خودش اسم و رسمی دست و پا کرد.پله های ترقی را یکی پس از دیگری طی کرد و در عرض چهار سال بدون اینکه هیچ گونه تحصیلات آکادمیک و یا آموزش رسمی دیده باشد خود را به سطح معاونت رساند.

او پس از سه سال صنعت بانکداری را با کوله باری از تجربه,حقوق دریافتی فوق العاده و پرتفوی املاک و مستغلات رها کرد که بعدها اهرمی شد برای بنیانگذاری سه کسب و کار بزرگ:

Vip motoring , Secret consulting و Secret entourage که رویهم رفته درآمد سالیانه چهل میلیون دلاری را برایش به ارمغان می آورد.

پژمان دیدگاهی بسیار منحصربفرد درخصوص موفقیت و کارآفرینی دارد که ظهور نوآوری از طریق تاثیرگذاری بر دیگران بعلاوه ارتباطات انسانی که ما بصورت روزانه بوجود می آوریم و توسط مهارت های مدیریتی کاربردی و موثر پشتیبانی می شود را شامل می شود.

پژمان تاکنون ده کتاب تالیف کرده است که آخرین آنها تئوری سه دایره است و درمورد یک نقشه راه منحصربفرد برای دستیابی به سطح بالاتری از خودآگاهی است که خود موجب ارتقای قدرت کارآفرینی می شود.

باوجود اینکه او در حال حاضر از نظر مالی استقلال دارد تلاش های خود را متمرکز بر آموزش دیگران درمورد اهمیت خودآگاهی , باور و نیروی تعیین نقش و هدف به دیگران از طریق آکادمی Secret entourage نموده است.

بعضی از دستاوردهایم عبارتند از :

من بعنوان معاون برای fortune 500 bank با هشتصد نفر پرسنل زیر دستم کار می کردم.در آن زمان من سوابق اخراج بیشتر کارکنان را پیگیری کردم.اما همچنین بیشترین ارتقای شغلی های افراد تحت نظرم را نیز رصد می کردم.

من دو کسب و کار آفلاین ساختم که سود یکی از آنها سالیانه بالغ بر چهل میلیون دلار است و دیگری کسب و کاری بر پایه تجملات است که سالیانه پانصد هزار دلار سود دارد.با اینکه من روی هیچ کدام آنها کار نمیکنم اما مالکیت ۱۰۰% آنها با من است.

من درحالی وارد فضای بازاریابی اینترنتی شدم که هیچگونه اطلاعاتی درمورد کدنویسی, برنامه نویسی و یا بازاریابی آنلاین نداشتم.امروز Secret Entourage بیش از دو میلیون بازدید کننده در ماه و همچنین بیش از یک میلیون دنبال کننده در شبکه های مجازی دارد.ما با هشتاد و دو درصد از جریان نقدی مثبت ایجاد شده و یا بقول شما همان سود از عدد سه میلیون دلار فراتر رفته ایم.

من ده کتاب تالیف کرده ام که کتاب آخرم با نام تئوری سه دایره در عرض سه سال بیش از یکصد و پنجاه هزار نسخه فروش داشته است و در همه جا بعنوان دومین کتاب پرفروش مطرح شده است.

هزینه موفقیت یک شبه من

۱۷ سال زندگی زیر خط فقر

زندگی در ۳ کشور

۸ بار عوض کردن خانه

۲۲ سال کار بدون وقفه

۹ کتاب ناموفق

۴۸۶۵ مقاله

۱۱۰۰ ویدیو

۴۵۰۰۰ هزار پست فیسبوک

۱۸۰۰۰ پست اینستاگرام

۴۵۰ مصاحبه کاری

۴ سال کار بدون دستمزد

شب نخوابیدن های بیشمار

گرین کارت نداشتم ولی کار پیدا کردم.

ماشین نداشتم ولی بخاطر ۵ دلار ماشین می شستم.

مدرک تحصیلی نداشتم ولی معاون بانک بودم.

از بیزنس چیزی نمی دونستم ولی تا الان ۴ تا کسب و کار راه اندازی کردم که سود سالانش ۴۰۰ بار بیشتر از زمانیه که از کار اخراج شدم.

بهانه شما چیست؟

مشارکت کننده و نویسنده مقالات فوربز
بنیانگذار و مدیرعامل Inbounce (مرکز استارتاپ)
ما شرکت ها را از ایده تا خروجی موفق می سازیم
من سابقا بنیانگذار,رییس هیات مدیره و مدیرعاملCartiza بودم
شرکتی که در سال ۲۰۰۶ با comcast ایجاد شد
قبل از آن Movaz networks را تاسیس کرده بودم
زمانیکه Movaz را فروختم ما بیش از صد میلیون دلارسود کرده بودیم
در سال ۱۹۹۸ یکی از بنیانگذاران Siara systems بودم که آن را با مبلغ چهار میلیارد و سیصد میلیون دلار به Redback فروختیم
من درمورد اینکه چگونه می توان یک استارتاپ را از ایده به یک کمپانی مولتی میلیارد دلاری تبدیل کرد مطلب می نویسم

نسرین مصطفی زاده

پژوهشگر ارشد در زمینه شناخت عناصر

 

تحقیقات نسرین مصطفی زاده متمرکز بر استفاده از هوش مصنوعی برای درک زبان از طریق داستان پردازی است تا برنامه ها نه تنها موضوع داستان را متوجه شوند بلکه ساختار و چرایی پنهان شده در پس زمینه آنها را نیز دریابند. این امر وی را قادر ساخته است که برنامه های هوش مصنوعی ایجاد کند که قابلیت درک بهتر زبان و همکاری بیشتری را با نوع بشر دارند.

سن : ۲۸ سال

سکونت : شهر نیویورک در ایالت نیویورک در کشور ایالات متحده آمریکا

تحصیلات : لیسانس هنر و علوم از دانشگاه صنعتی شریف/فوق لیسانس هنر و علوم از دانشگاه روچستر

بنیانگذار شرکت کیان فلز آریان نو اندیش

آقای ایمان شاملو متولد سال ۱۳۶۸ از اراک می باشد.در سال ۸۵ و همزمان با تحصیل در دوره متوسطه مشغول به انجام کارهای پاره وقت از قبیل بازاریابی و فروش محصولات صنعتی شد.در سال ۸۶ و پس از ورود به دانشگاه در رشته مدیریت بازرگانی تصمیم به راه اندازی یک کسب و کار شخصی نمود و به همراه یکی از دوستان دوران تحصیل اقدام به راه اندازی یک واحد پوشش دهی فلزات صنعتی کردند ولی خوشبختانه پس از ۶ ماه با شکست مواجه شدند(از نظر ایشان اولین شکست دروازه ورود شما به دوران طلایی موفقیت است).

ایمان شاملو بلافاصله و پس از مدت کمتر از چند روز به فکر راه اندازی کسب و کاری دیگر افتاد و علی رغم مشکلات مالی و بدهکاری اقدام به تهیه یک دستگاه پرس کوچک (۹۰ هزار تومانی) کرد و در گوشه کارگاه یکی از اقوام خود مشغول به تولید تعدادی قطعات فلزی ساده نمود.این کار استارت ورود وی به صنعت قطعه سازی بود.به مرور با تعدادی از شرکت ها مذاکره و آنها را مجاب به همکاری با خود کرد.

در ابتدا برای گرفتن کار و قطعات جدید مجبور به تولید برابر و یا زیر قیمت تمام شده بود تا درنهایت بتواند با شرکت های بیشتر و قراردادهای بهتری به کار ادامه دهد.

او در سال ۹۲ اقدام به تاسیس شرکت کیان فلز جهت تولید قطعات خودرو نمود و بدون هیچ پشتوانه ای و فقط با اتکا به نیروی اراده و توکل توانست فعالیت خود را گسترش و تیراِ ماهانه بیش از صد هزار قطعه را در شرکت خود تولید نماید.در میانه راه نیز اقدام به تولید اکسسوری لوکس منزل با برند Myhome  نمود.

در حال حاضر ایمان شاملو همچنان توکل و اراده را رمز موفقیت و پیشرفت خود می داند و به جوانان توصیه می کند که در شرایط حال حاضر و دوران رکود بهترین و موفق ترین استارت های کسب و کار را می توان زد.

اینستاگرام : parvaze_zehn@

محمد مجددی

کارآفرین برتر کشور فارغ التحصیل رشته هوش مصنوعی در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه امیرکبیر بنیانگذار استارتاپ های بلیط کده و کلبه سلامتی و یکی از بنیانگذاران استارتاپ آزمایش آنلاین

من محمد مجددی هستم ۳۶ ساله که  پژوهش هایی در حوزه های استخراج متن – پردازش زبان طبیعی و یادگیری عمیق و همچنین آنالیز داده و هوش تجاری داشته ام. تحصیلاتم را در رشته هوش مصنوعی در مقطع کارشناسی ارشد و در دانشگاه امیرکبیر به اتمام رساندم و کنفرانس های متعددی با عناوین طراحی و اجرای پشتیبانی سیستم – پیش بینی روند سهام با استفاده ار رگرسیون پردازش دوقلو گاوس – پردازش اخبار در پیش بینی بازار سهام و… برگزار کرده ام.

در حال حاضر کتاب آنالیز داده با سرور SQL – OLAP را در دست چاپ داشته و  اجرای پروژه های مختلف از جمله متدهای کاربرد استخراج متن درمتن اخبار – ارزیابی طبقه بندی متن با متون خبری ایرانی – برنامه ریزی هوش دستیار پزشک – توسعه نرم افزار دستور زبان – اجرا و ارزیابی متدهای متغیر جهت پیش بینی بازار سهام – اجرا و ارزیابی متدهای استخراج داده برای پیش بینی حالت مشتری و غیره را در کارنامه خود دارم.

من دوره های ارزشمندی را در دانشگاه های ممتاز جهان از جمله استنفورد و کلومبیا گذرانده ام.علاوه بر خلق استارتاپ هایی چون بلیط کده و کلبه سلامتی از بنیانگذاران استارتاپ آزمایش آنلاین نیز هستم البته اینها سوای از تجربیات موفقی چون مدیریت پروژه مرکز تماس شرکت LG – توسعه و طراحی سیستم آنالیز  داده در سایت دانا پرواز – انجام وظیفه بعنوان مشاور ویژه IT شهردار تهران در امور مجلس – توسعه و طراحی سیستم اتوماسیون اداری برای شرکت پتروشیمی مارون  و همکاری در توسعه و طراحی بسیاری از نرم افزار ها و سایت ها است. ناگفته نماند که همکاری افتخاری با مسابقه استعداد بین المللی، تهران و همدان و همکاری افتخاری و کمک به موسس خیریه محسنین از تجربیات مورد علاقه خودم بود.

مهارت هایی چون تسلط به زبان های برنامه نویسی مختلف و داشتن دانش لازم در جهت کار با فناوری های گونان ازجمله SQL Server Integrated Services به من در راستای رسیدن به اهدافم نقشی اساسی داشت. در سال های گذشته افتخارات زیادی کسب کردم که انتخاب شدن بعنوان استارتاپ برتر در دانشگاه پلی تکنیک و انتخاب بعنوان بهترین استارتاپ کشور توسط فستیوال رسانه های دیجیتال سلامتی(وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی)، از جمله آنهاست.

استارتاپ آزمایش آنلاین را با خانم دکتر شقایق خلیلی راه اندازی کردیم و تاکنون ۴۵۰٫۰۰۰ کاربر فعال داریم. دلیل ایجاد این استارتاپ نیاز مبرمی بود که برای سرویس دهی به افراد سالمند ناتوان و جانباز(افرادی که برای جابجایی مشکل دارند) برای انجام آزمایشات وجود داشت.با آزمایش آنلاین که یک پلتفرم ارجاع بحساب می آید  افراد را به مراکز آزمایشگاهی متصل می کند به عبارت دیگر نیازی نیست که مردم برای آزمایش پزشکی به آزمایشگاه بروند ما بدون هیچ هزینه ای به خانه و محل کار آنها مراجعه می کنیم .بلیط کده همانطور که از نامش پیداست در حوزه گردشگری فعالیت دارد و یک سایت خرید آنلاین بلیط هواپیما محسوب می شود. و در رابطه با کلبه سلامتی باید بگویم که یک سایت مشاوره پزشکی و روانپزشکی است.

علاقه مندی هایم در زندگی مربوط به کار روی ایده های جدید و استارتاپ ها – کار روی نرم افزارهای اپن سورس – جستجو در وب و گردش و پارتی با دوستان می شود.

 

 

کارآفرین برتر کشور کارآفرین برتر دانشگاه تهران  استاد و فارغ التحصیل دانشگاه تهران بنیانگذار شرکت دانش گستران پارسی مدیرمسئول وب سایت های برند اسپرت  بادانشجو و پرفروش و همچنین دبیر اسبق هیات کشتی تهران

از زمانی که یادم میاد و خودم رو شناختم دوست داشتم جیب هام پر پول باشه. یادم میاد در کلاس اول دبستان با اینکه هیچ مشکل مالی در خانواده نبود جلوی درب خونمون با کمک پدر بزرگم شانسی و بلال می فروختم.شب که می شد دوستان و خانواده رو مهمون میکردم به شامی که از پول اون روز کسب کرده بودم. کم کم با اون پول ها برای خودم یک فروشگاه پوشاک راه انداختم. هر روز فروشگاه رو بزرگتر کردم. دوره نوجوانی هم درس می خوندم  و هم ورزش حرفه ای کشتی رو انجام میدادم و هم کاسبی می کردم.

شم اقتصادی پدربزرگم و فضای شغل آزاد خانوادگی باعث شده بود که دنبال راه های متفاوت برای کسب درآمد باشم. زندگیم شده بود در سه بخش درس ورزش و کسب و کار.صبح ها از ساعت ۵ به سمت دانشگاه دماوند می رفتم تا ساعت ۴ و بعدازظهرها تا ساعت ۸ شب مغازه بودم و بعدشم تا ۱۱ شب تمرین کشتی می کردم.

در دوران نوجوانی بخش ورزشی زندگیم پر رنگ تر شده بود تا جایی که موجب شد کمی از کسب و کارم دورتر بشم. در آن زمان مغازه ام در نازی آباد بود و لباس های اسپرت مردونه می فروختم. دو فروشنده برای کمک در کارم گرفته بودم.

در کنار فروش محصولات در مغازه ارتباط ایجاد کردن با همه را خوب یاد گرفتم و تونستم با همه گرم و صمیمی باشم. در کنار کار اصلی بعضی مواقع مثل شب عید محصولاتم رو بصورت دستفروشی می فروختم تا سود بیشتری کسب کنم. یادم میاد خبر قبول شدن کارشناسی ارشدم رو ساعت ۱۲ شب و زمانی که داشتم دستفروشی میکردم بهم دادن.

زمانی که در دانشکده کارآفرینی شروع به تحصیل کردم تمام تجربیاتم در قالب علمی قرار گرفت و به ذهنم چارچوب خاصی داد. برای کسب درآمد بیشتر تدریس در دانشگاه های مختلف رو هم شروع کردم. به جرات میتونم بگم فروشندگی تاثیر مستقیمی در تدریس بهتر مباحث بازاریابی و فروش و کارآفرینی داشت. همزمان تونستم چند عنوان قهرمانی در ورزش کشتی در سطح ملی برای دانشکده ام کسب کنم. در دوران تحصیل چندین ایده به ذهنم رسید که با بعضی از دوستان تا قسمتی از کار جلو رفتیم اما چون کار کمی خام بود و نیازهای اساسی را پوشش نمی داد با مشکل مواجه شد و نیمه کاره ماند.

چیز اساسی که من در این دوران بدست آوردم تجربه گرانبهایی نسبت به ورزش و راه اندازی این ایده ها بود.از طرفی استفاده از افراد صاحب علم و تخصص در انجام کار یکی از مهمترین مولفه های موفقیت من بود. یکی از مواردی که من هیچگاه از آن بعنوان شکست یاد نمی کنم تجربیات ناموفق گذشته بود.ایده های متفاوتی رو خودم بصورت شخصی و در خیلی از مواقع بصورت تیمی پیاده سازی کردم اما هیچگاه به موفقیت دست پیدا نکرد. یکی از مهمترین دلایل از دید خودم نشناختن نیاز بود. اشتباه ابتدایی من این بود که اول ایده را پیاده می کردم بعد تازه بدنبال بازار یا مشتری می گشتم. این موضوع خیلی منو خسته می کرد و به جایی می رسیدم که عملا اون کار رو رها می کردم.

بعدها متوجه شدم که اول باید خواسته ها و نیازهای مردم رو خوب بشناسم و بعد برای پوشش این خواسته ها قدم بردارم.نحوه انتخاب بهترین نیازها یکی از موفق ترین تجربیاتم بود بطوری که الان دید مناسبی به بازار و مشتری پیدا کرده ام.

پس از اتمام تحصیل رویکرد کارآفرینی را در ورزش به پیش بردم. مخصوصا در ورزش کشتی چندین مسابقه با روش های نوین در سطح تهران و کشور برگزار کردم و با حضور تمامی قهرمانان و رسانه ها جایگاه مناسبی پیدا کردم. در همان زمان بعنوان دبیر هیات کشتی استان تهران معرفی شدم. همیشه انرژی و نیروی خاصی داشتم که باعث تلاش بیشترم می شد.

در زمانی که بعنوان دبیر هیات کشتی در حال خدمت به ورزش بودم نیازها و مشکلات اساسی رو برای ورزشکاران و اهالی ورزش مخصوصا کشتی گیران شناسایی کردم. برای رفع این مشکلات بفکر چاره اندیشی افتادم تا تونستم طرح شناسنامه مجازی برای ورزشکاران و کشتی گیران را ابتدا ثبت و بعد عملی کنم. از عمده مشکلات ورزش در سطح کشور مشخص نبودن مربیان پایه و تاثیرگذار آن بود.همچنین جابجایی ورزشکاران از استانی به استان دیگر که شناسایی ظرفیت ورزشی را دچار مشکل می کرد. ما در این طرح چند منظوره اطلاعات اصلی تمام ورزشکاران را در قالب یک کارت الکترونیکی به فدراسیون ها و هیات های ورزشی استان جهت تصمیم گیری دقیق تر ارائه می کنیم.

اول کار خیلی مشکلات داشتیم . راغب کردن افراد سخت بود و بهترین راه حرکت گام به گام و پیاده سازی قسمتی از کار بود.باتوجه به آشنایی با نرم افزارهای مختلف و کمک همکاران متخصص تونستم نقشه کار را پیاده سازی کنم و در جلسه پرزنتی که برای مسئولین گذاشتم تونستم با ارائه مناسب طرح رضایت آنها را جلب کنم.

یکی از تاثیرگذارترین افراد در موفقیت این طرح رئیس هیئت کشتی استان تهران بود که خود ایشان از کارآفرینان برتر کشور هستند. او با رویکرد مثبت خود کمک بزرگی در عملی شدن این طرح به ما کرد. از طرفی معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشکده کارآفرینی با حمایت هایی که داشتند باعث شدند تا بخشی از هزینه های من کاهش پیدا کند و کارم را سریعتر عملی نمایم.

کپی برداری از این طرح مهمترین چالش من بود که با ثبت طرح و دریافت پروانه انتشار این طرح را ثبت و تونستم جلوی مشکلات آتی رو بگیرم.یکی دیگر از موانع بروز شدن نرم افزارهاست که این چالش را نیز با کسب اطلاعات هر روز و با استفاده از نیروهای ماهر حل کردم.

داشتن رابطه قوی با اهالی ورزش داشتن اطلاعات تخصصی کارآفرینی و نیز استفاده از همکاران متخصص و کاربلد باعث پیشرفت کارم شد. یکی دیگر از عوامل موفقیت این طرح لمس کردن مشکلات و نیازها از نزدیک باتوجه به فعالیت خودم در ورزش کشتی بود که باعث شد تا جدی تر و دقیق تر این طرح را پیاده سازی نمایم.

چند گام اساسی که ما در این طرح برداشتیم :

  • اولین تصمیم رفع نیاز و مشکل ورزشکاران به هنگام مسابقات بود که باتوجه به هر ورزش راهکاری متفاوت ارائه می دهیم.
  • داشتن اطلاعات کشتی گیران دسته بندی و طبقه بندی کردن آنها و سپس خروجی گرفتن از اطلاعات بصورت مجازی و کارت هوشمند.
  • انتخاب محیط پیاده سازی این طرح باتوجه به داشتن رابط در استان تهران سعی کردم ابتدا این طرح از تهران شروع شود چراکه کشتی گیران تهرانی نیاز بیشتری به این محصول داشتند.
  • موانع علمی که با آن روبرو شدم این بود که چون طرح جدید و متفاوت در ورزش کشور اتفاق می افتاد بحث نرم افزارهای کاربردی این طرح بود.

رایزنی و جمع آوری اطلاعات از دیگر فدراسیون ها و هیئت ها ورزشی استان و پیاده سازی شناسنامه مجازی باتوجه به نیاز خاص دیگر ورزش ها و ارائه خدمات جدیدتر و نوین تر به تمامی ورزشکاران از پیش بینی های آینده این طرح است. برای اجرای هرچه بهتر این طرح شرکتی را به اسم دانش گستران پارسی ثبت کردیم.

جهت ارائه خدمات بصورت مجازی به فدراسیون ها دستگاه های دولتی و همچنین ورزشکاران در تمامی رشته ها نیز در دستور کار قرار دارد.

 

 

 

مهندس پارسا میرباقری

آقای میرباقری که به آقای آدره(آدرنالین) نیز معروف است بنیانگذار مالک و مدیرعامل شرکت A&R  می باشد. وی عضو انجمن ملی استعدادهای ویژه (NODET) است. او کارشناسی خود را در رشته مهندسی عمران و کارشناسی ارشد خود را در رشته مدیریت کسب و کار (MBA) اخذ نموده است و مدرک حرفه ای زبان انگلیسی خود را از CSUS در کالیفرنیای آمریکا دریافت کرده است.

آقای میرباقری به مدت ۱۰ سال مدیر و استراتژیست کسب و کار بوده است. او همچنین به مدت ۷ سال مدیر بازار و سخنران انگیزشی بوده است. وی از سال ۲۰۱۴ تاکنون مدیر بازاریابی و استراتژیست گروه موسیقی MARYAMA در لس آنجلس بوده است.کارگردانی تلویزیون – نویسندگی – تولید کنندگی در صنعت موسیقی – همراهی با هنرمندان موسیقی الکترونیک – کارآفرینی – تحلیلگری و برگزاری موسیقی الکترونیک و کارآموزی روانشناسی و جامعه شناسی از هنرهای دیگری است که این هنرمند در کارنامه خود دارد.

مهندس پارسا میرباقری

تولد در ایران و زندگی در آمریکا آقای میرباقری را به یک فرد ایده آل گرا با بالاترین استانداردها و اهداف تبدیل کرده است. او باتوجه به امکانات کم و پتانسیل بالای خاورمیانه با کمک خئاهر آهنگساز و تولید کننده موسیقی خود در آمریکا جنبشی را پایه گذاری کرد که تنها در عرض پانزده ماه توانست تیمی از بهترین هنرمندان را گرد هم آورد

.داشتن تحصیلات بالا در بیزنس و روانشناسی و همچنین تجارب چندین ساله در بازاریابی و انگیزه بخشی به استعدادهای جوان در کنار سالها مدیریت استراتژیک کسب و کار و مهمتر از همه رویاپرداز بودن وی را بسوی دستیابی به اهداف کوچکتر خود و در نهایت آغاز یک تحول برای تغییر تاریخی صنعت موسیقی الکترونیک در منطقه خاورمیانه سوق داده است. هدف او حمایت و پشتیبانی مالی از استعدادهای جوان و خلق شگفتی های بزرگ با کمک اعضای بی نظیر تیم آدرنالین در آینده نزدیک است. این اهداف در حال تحقق هستند.

مهندس پارسا میرباقری

وبسایت : WWW.ADRENALINERECORD.COM
اینستاگرام : PARSA.MIRBAGHERI_OFFICIAL@

انتشار مطالب فوق با هماهنگی با آقای مهندس میرباقری صورت گرفته است.

فرید میر محسنی

معرفی این جوان خوش فکر از زبان خودش :

فرید میر محسنی

من فرید میر محسنی بنیانگذار وایپ هیرو(wipehero) در استرالیا هستم. باتوجه به علاقه زیادی که بحث کارآفرینی و ایجاد شرکت های دانش بنیان(knowledge-based) داشتم از حدود هفده سالگی (هشت سال پیش) بطور اتفاقی وارد این زمینه شدم. در طی این سالها در کنار خواندن دکترا(رشته شیمی) چندین بیزنس و چهار شرکت استارتاپی را تاسیس کردم که سه مورد آنها با شکست مواجه شد و یک سال نیز بعنوان مشاور در مرکز رشد(Accelerator) دانشگاه سیدنی مشغول کمک به شرکت های استارتاپی بودم.

فرید میر محسنی

در حال حاضر در شرکت وایپ هیرو که با دوست خوبم رضا تاسیس کردیم مشغول هستم که اخیرا هم بعنوان استارتاپ منتخب سال استرالیا انتخاب شد.در چند سال اخیر با صحبت هایی که با دوستانم داشتم درخواست های متعددی شد که تجربیات تلخ و شیرین مسیر استارتاپی خودم رو با شما علاقه مندان به اشتراک بگذارم.

توضیح فوربز فارسی : وایپ هیرو ارائه دهنده خدمات کارواش بدون آب است

امید امین

معرفی آقای امید امین از زبان خودش :

کودکی تا اولین حقوق:

از ۵ سالگی در سوپر مارکتی که آن زمان پدربزرگم داشت با فروش آشنا شدم، البته من برای بستنی خوردن آنجا میرفتم اما کم کم یاد گرفتم که هرچه مردم از تو بیشتر خوششان بیاید بیشتر کنارت میمانند و از تو خرید میکنند و این اولین درس فروش بود که در زندگی گرفتم. من از خانواده متوسط رو به بالایی بودم ولی از همان اول به کسب درآمد علاقه داشتم و تابستان ها در کارخانه پدرم وقت خود را میگذراندم. تقریبا ۱۷ ساله بودم که اولین حقوق خودم رو که ۱۵۰ هزار تومن بود از کار پاره وقت و دانشجویی گرفتم؛ با ذوق و شوق فراوان هر ماه برای گرفتن همان فیش با مبلغ ناچیزش روز شماری می کردم، چون سقف آرزوهای من در آن دوره صد و پنجاه هزار تومن بود و من بعد ها یاد گرفتم نباید برای آرزوهایت سقف قرار دهی وگرنه نهایت پروازی که میکنی تا همان سقف است.

اولین کسب و کار شخصی:

دو سال در یک شرکت داروسازی کار آموزی کردم ولی از همان روز ها چیزی درونم زمزمه میکرد که تو مال کار کارمندی نیستی! نه اینکه کارمندی مشکلی داشته باشد، بلکه هر کسی را برای کاری ساخته اند و هستند کارمندان فروشی که میلیون ها دلار در آمد سالیانه دارند. به هر حال به نصیحت پدرم که از کارآفرینان و مدیران قدیمی کشور است برای کسب تجربه از همان اول نپریدم وسط فضای استارت آپی و راه اندازی کسب و کار و در حین ادامه تحصیل چند صباحی با کار کردن برای دیگران تجربه کسب کردم و در این مدت تحصیلاتم را به پایان رساندم و به آدمی تبدیل شدم که هم تا بالاترین درجه علمی درس خوانده و هم نم نمک این آموخته ها را در شرکت های مختلف تست کرده.
می دانستم حالا آماده این هستم که قایقم را به دریای کسب و کار بیاندازم، و از آنجایی که خیلی از نظر آکادمیک قوی بودم -و حتی فروش و بازاریابی را تدریس میکردم- مطمئن بودم موفق می شوم. پس ایده ای که ۲ سال روی آن تحقیق کرده بودم اجرایی کردم و سرمایه خیلی خیلی اندک ۲ میلیون تومانی که داشتم برداشتم و ۲۰ میلیون تومان هم از یکی از آشنایان گرفتم و شریکش کردم و محصولاتی در حوزه کودک که تا آن زمان در ایران نبود وارد کشور کردم. سال ۸۷ اولین پارت کالای خود را وارد کشور کردم که شامل چند کارتن اقلام ایمن سازی محیط برای کودکان بود. شاید از زیباترین لحظات زندگیم روزی بود که جلوی خانه منتظر رسیدن وانت بودم و شوق فراوانی داشتم تا بار اندک خودم را از پشت وانت پیاده کنم، و شاید فکرش را هم نمیکردم روزی برسد که به طور مرتب با همان برند چندین کانتینر واردات داشته باشم که همه مشتریانم منتظر آن هستند. اما این مربوط به سال ها بعد است، چیزی که در همان اولین تجربه برای من اتفاق افتاد داستان دیگری است…

اولین تجربه شکست:

پس از دو سال زحمت و کار فراوان، همه این ذوق و شوق را به همراه اسباب و اثاثیه ای که برای دفتر کار کوچکم خریده بودم با ضرر فروحتم و شرکت را تعطیل کردم و من ماندم و ۳۰ میلیون تومان بدهی در اول جوانی!
خیلی پارامتر ها در شکست اولین بیزنس شخصی من موثر بود مثل بی تجربگی در بازرگانی ، ننوشتن بیزنس پلن، عدم استخدام نیروی فروش خوب، عدم انتخاب شریک قوی و بسیاری موارد دیگر. ضربه بزرگی خوردم اما تجربه بزرگتری کسب کردم، و از آنجایی که کتاب های روانشناسی و موفقیت زیادی میخواندم می دانستم که حالا دیگر با خیلی از آدم های بزرگ یک چیز مشترک دارم و آن داشتن تجربه شکست است! تصمیم گرفتم از آنجا که در امور تدریس و کسب و کار علم خوبی دارم به تدریس و مشاوره بپردازم تا بدهیم را بدهم و همزمان به فکر استارت بیزنس های بعدی بودم. برای چند ایده ای که داشتم بیزنس پلن نوشتم و تحقیقات خوبی کردم و اشتباهات کسب و کار قبلی را نیز بار ها مرور کردم.

کسب اولین میلیارد پول در چهار ماه:

بعد از یکسال و نیم در سال ۸۹ توانستم با مشقت فراوان برای جلسه کوتاهی با یکی از بزرگترین سرمایه گذاران ایرانی وقت بگیرم. قرار بود فقط کمی گپ بزنیم ولی می دانستم در چنین جلسه مهمی یا همه چیز بدست می آوری و یا بزرگترین شانس زندگی خودت را از دست میدهی، پس برای بهترین و حساس ترین مذاکره عمرم آماده شدم و طی جلسه تنها یک قانون را با خودم مرور میکردم: اگر محصولت خوب است و تو این را میدانی، فقط کافیست به خریدار هم همین را بفهمانی. پس پیش خودم مرور کردم ” تو آدم خوب و با اطلاعات و با تجربه ای هستی و به درد چنین سرمایه گذاری می خوری، پس خودت باش و حرف بزن، فقط کافی است طرفت هم اینها را بفهمد”. با همین قانون موفق شدم نظر مثبت وی را کسب کنم و وقتی این جمله را شنیدم که “از تو خوشم می آید تو مرا یاد جوانی خودم می اندازی”، کار تمام شده بود.دلیلش هم نوع ارتباط گیری من بود که در دوره های مهارت های ارتباطی همه این تکنیک ها را گفته ایم؛ در حقیقت بهترین فروش زندگیم را انجام دادم و همراهی و سرمایه گذاری یک فرد قوی را کنار خود داشته باشم و دری به روی موفقیت های بعدی به رویم باز شد. خیلی زود از من طرح ها و ایده هایم را خواستند و با تکنیک های برنامه ریزی عمیق، در کمتر از شش ماه روی همان کسب و کار کودکان اولین سرمایه را جذب کردم و این بار طبق استراتژی نوشته شده و بسیار دقیق وارداتی را انجام دادیم و در کمتر از ۴ ماه یک میلیارد تومان فروش کردیم و سود خوبی بدست آوردیم. این اولین یک میلیارد زندگی من بود و بیشتر از پولش حس و حال موفقیت مرا خوشحال می کرد.
این موفقیت مرا دلگرم کرد تا در حوزه کسب و کار و استارت آپ بیشتر دقیق شوم و با شرکت دیموند (که از شتابدهنده های بزرگ ایران است) آشنا شدم و شراکتی با این گروه قوی شروع کردیم. چند کسب و کار کوچک و بزرگ را آغاز کردیم و موفقیت هایی که کسب می شد همیشه آغازی بود برای آشنایی با فرصت های جدید و موفقیت های بیشتر.
آشنایی با شرکت های چند میلیارد دلاری در دنیا و راه اندازی برند های بین المللی:
به کمک تکنیک های مهارت های ارتباطی و فروش، زمان زیادی نگذشت تا با انسان های تاثیر گذار و بزرگترین شرکت های بین المللی در زمینه استارت آپی همکاری های خوبی شروع کردم و در اتاق هایی ورود پیدا کردم که بسیاری از آدم های قدرتمند به سختی وارد آن می شوند.
آشنایی و شراکت من با کمپانی هایی مانند پلاگ اند پلی که یکی از بزرگترین شرکت های شتابدهی در دنیاست و بیش از هفت میلیارد دلار تا ۲۰۱۸ سرمایه برای استارت آپ ها جذب کرده، همینطور سرمایه گذار های بزرگ ایرانی و افراد نخبه و خبره فرصت های طلایی را برایم رقم زد. در حقیقت من داشتم به این جمله عمل می کردم که “تو در اتاقی موفقیت را پیدا میکنی که همه در آنجا در آن زمان از تو موفق ترند” .
از آنجایی که من در برند سازی و فروش تبحر داشتم، خیلی زود بیزنس هایی که شروع کردیم جنبه بین المللی گرفت و با کمک شبکه قوی که اکنون داشتم توانستم کار های زیادی را در زمینه های واردات (برند بین المللی تاینی بیبی)، آنلاین بیزنس(تاپی شاپی)، خدمات بازاریابی بین الملل(برند بین المللی تانل)، ارز دیجیتال و آموزش شروع کنم و این ها همه فراتر از آنچه است که روزی تصورش را میکردم، اما امروز حتی اینها سقف آرزوهای من نیستند زیرا از همان ۱۷ سالگی یاد گرفتم که برای آرزوهایت نباید سقفی بگذاری.

دوره های آموزشی فوق تخصصی دانشگاه تهران:

تحصیلات، ثروت و قدرت هیچکدام دلایل محکمی نبودند تا من بخواهم بواسطه آنها آموزش بدهم یا از دیگران بخواهم به من گوش کنند، به همین دلیل هم سال ها قبل آموزش دادن را کنار گذاشتم… اما اکنون خوشحال و خوشبختم و این دلیل خوبی است برای انکه با اطمینان بگویم می توانم طریقه خوش کار و زندگی و موفقیت را به دیگران بیاموزم.
با هدف افزایش شبکه ارتباطات و سرمایه گذاری روی کسب و کار ها،حالا بعد از سال ها حالا در سال ۹۶ دوباره به آموزش رو آوردم و می خواهم به افراد کمک کنم تا مانند من در کمتر از ۴ ماه به یک میلیارد اولشان برسند. با دانشگاه تهران صحبت کردم و قرار شد مشترکاً دوره های فوق تخصصی برای کسب و کار ها راه اندازی کنیم تا افراد، شرکت ها و استارت آپ ها بتوانند ثروت آفرینی کنند و از آنجا که این آموزش ها مورد تایید سرمایه گذاران و دانشگاه و من است، معتبر ترین مدرک دانشگاه تهران با قابلیت ترجمه رسمی و ارائه به شرکت های بین المللی و دانشگاه های سراسر دنیا را برای فارغ التحصیلان در نظر گرفتیم. خیلی زود گروه آموزشی را دایر کردیم و اساس این بیزنس آموزشی “برد، برد، برد” نهاده شد یعنی برد کسب و کار ها، برد سرمایه گذاران، برد دانشگاه و من.
در این دوره ها من به افراد و استارت آپ ها تمام راه و روش راه اندازی و انجام یک بیزنس در سطح بین المللی و عالی را می آموزم و کمک میکنم تا میلیاردر شوند، از طرف دیگر سرمایه گذاران بزرگ ایرانی و یا جهانی که می بینند این کسب و کار ها از این دوره های آموزشی که مورد تایید آنهاست سربلند بیرون می آیند با راهنمایی من روی آنها سرمایه گذاری میکنند و سود می برند، این وسط همه پولدار تر می شوند و همه خوشحالند و این یعنی معامله ای که پایان ندارد.
اکنون که در یکی از قله های موفقیت اما هنوز در وسط راه قرار دارم، تنها یک هدف پیش روی خود میبینم و آن فتح تمام قله ها کنار همراهان با انگیزه است. و می دانم راه تحقق رسیدن به آرزوها یک چیز است و آن اینکه آنها را در آغوش بکشی…

انتشار مطالب فوق با هماهنگی با آقای امیرحسین عسگری صورت گرفته است.

وب سایت : www.omidamin.ir

اینستاگرام : omidamin.ir@