یکی از بنیانگذاران Forefund Capital

یکی از بنیانگذاران Vyng

پیرایش که در ایران متولد و در شمال آمریکا بزرگ شده فیلمنامه نویس و فیلمسازی است که به پیش زمینه های مرتبط با هویت , اعتقاد , انزوا , فناوری و همچنین تلفیق ارزش ها و فرهنگ های شرقی و غربی می پردازد.شهرت او از بابت فیلم های Windows and Blinds ( and Apologies and Goodbyes) محصول سال ۲۰۰۸ و Any/Day/Now محصول سال ۲۰۰۵ و  همچنین The Jurusalem Syndrome محصول سال ۲۰۱۲ است.
و حالا معرفی وی از زبان خودش: اسم من سهراب است . من طراح , کارآفرین و فیلمساز هستم. من در تهران متولد شدم و در دانشگاه کالیفرنیا برکلی فیلمسازی را آموختم.در لس آنجلس بعنوان یک طراح با تجربه و یک داستانگو کار می کنم.تلاش من این است که به همه کارهایم با کنجکاوی , همدلی شدید و کنجکاوی نگاه کنم تا به راهکاری دست پیدا کنم که کاملا احساس وضوح و شفافیت را انتقال دهد.

در حال حاضر یکی از بنیانگذاران و مدیر تولید Vyng هستم که یک اپلیکیشن اجتماعی با محوریت جهانی است که بر روی تبدیل چگونگی شروع مکالمات موبایل کار می کند.گرایش فیلمهایم با پیش زمینه هایی مرتبط با هویت , اعتقاد , انزوا , فناوری و همچنین تلفیق ارزش ها و فرهنگ های شرقی و غربی است.فیلم مستندم با عنوان Jurusalem Syndrome فیلمی کمدی است که سفری به دنیای معنوی دارد همچنانکه تمدن ها را یکسان می داند.

من در گذشته در inMarket که یک شرکت پیشرو در تبلیغات دیجیتال برای دنیای فیزیکی است یک مدیر طراحی بودم.کار کردن با برندهایی مانند Heineken -P&G  و Coca-Cola موجب شد تا در خلق بعضی از اولین تجربه های متنی موبایل  در خرده فروشی و با استفاده از فناوری BLE  و beacon حضور داشته باشم.این کار موجب الهام بخشی به من در پنل SXSW شد: که تجربه معناداری در عصر متنی بود.

من سابقا یک طراح سایت و اپلیکیشن برای کمپانی های سرگرمی مانند  NFL و Fox بودم همچنانکه این کارها را برای برندهای چون Acura –  Nissan و Microsoft نیز انجام داده ام.من اوقات فراغتم را با سفر به دور دنیا با همسرم و دختر کوچکم می گذرانم.

 

مدیرعامل و بنیانگذار Neroo

او که یک مدیر اجرایی ارشد با بیش از ۲۰ سال سابقه کاری است درکی عمیق و تجربه کاری بر روی استراتژی های کسب و کار از استارتاپ ها گرفته تا جلسات هیئت مدیره دارد.تشخیص و تمرکز او بر تعریف فرآیند – مدیریت تیم و فروش – توسعه کسب و کار – پروژه ها و دید صنفی که دارد در یک محیط پایدار برای افزایش سرمایه و همچنین مذاکره تحصیل و تجمیع سرمایه های مولتی میلیون دلاری به اثبات رسیده است.آموزش هایی که کاضمی پور در نیروی دریایی ارتش ایالات متحده داشته موجب انگیزه پشتکار و دید استراتژیک او شده که حرفه او را به سمت برترین شدن سوق داده است.

کاضمی پور درحال حاضر در خط مقدم فناوری به شرکت ها در زمینه زبان نشانه گذاری برای اپلیکیشن های هوش مصتوعی – آنالیز داده برای فناوری پزشکی – فناوری مالی – IOT  و  شیوه های رانندگی با خودروهای بدون سرنشین مشاوره می دهد.او ارزش رهبری را با به اثبات رسانده است و رئیس هیئت مدیره و مشاور بسیاری از استارتاپ های سیلیکن ولی و کانادا بوده است.او همچنین عاشق مربیگری کسب و کارهای نوپا با تیم هایی از Grow Labs – UpWest Labs  و Media Camp است.

کاضمی پور پیش از نقش مشاوره ای مدیرعامل Oris4 – مدیر مالی Ryma Technology – بنیانگذار و مدیرعامل AltosMedia و مدیر مسئول Clearstone VP بوده است.او سمت های مدیریت اجرایی در Siderean – Fast Search & Transfer -Cerebra و Selectica داشته است.

کاضمی پور که یک دونده مشتاق و از علاقه مندان سلامتی است به همان میزان در نقش های مشاوره ای و کسب و کار انرژی صرف می کند که در نتیجه آن به عضو ضروری از تیم ها تبدیل شده است.

اینستاگرام : rezakaz@

نویسنده , کارآفرین , انگیزه بخش, بنیانگذار و مدیرعامل کمپانی خوشبین و سرمایه گذار املاک و مستغلات

پس از اینکه مانی خوشبین در سن چهارده سالگی وارد آمریکا شد درحالیکه در دبیرستان تحصیل می کرد شروع به فروش کالاهای دست دوم در روزهای پایانی هفته کرد.

در سن شانزده سالگی شغل اول حقیقی خود را در شهر سانتا آنا و در فروشگاه kmart با دستمزد ساعتی سه دلار و پانزده سنت بعنوان کارگر خدمات و در محوطه پارکینگ آغاز کرد.

مانی بعدها به کارمندی ارتقا پیدا کرد و سرانجام تنها پس از یک سال به سمت معاونت مدیر در قسمت کالاهای ورزشی رسید.

مانی چیزی بیش از یک حقوق می خواست بنابراین بدنبال فرصت های شغلی دیگر بود و توانست یک شرکت بازاریابی چند سطحی پیدا کند که کارش فروش خانه به خانه کیسه های آجیل و شکلات بود.

مانی برای آن شغل درخواست داد و در دو ماه اول پردرآمدترین فروشنده شرکت شناخته شد.

یک روز که در پرایس کلاب به همراه پدرش درحال خرید بود مشاهده کرد که تمامی کالاهایی که او می فروشد بصورت عمده فروخته شده بود و بسرعت حساب و کتاب کرد تا بفهمد که هزینه هر کیسه درصدی از رقمی است که کارفرمایش از او می گرفت.

او در سن هجده سالگی و درحالیکه در سال آخر دبیرستان بود تصمیم گرفت کسب و کار خودش را راه بیاندازد.

او یک دفتر کوچک اجاره کرد و یک جعبه پر از مخلوط میوه های خشک و آجیل خرید.

کیسه هایی از جنس پلی استر ,خط کش و سلفون پیچ موارد بعدی بودند که او خریداری کرد و برای برچسب ها از کامپیوتر پدرش استفاده کرد.او بصورت رسمی وارد بیزنس شده بود.

مانی این مواد خوراکی را به مراکز خرده فروشی(نمایشگاه ها) / خدمات خودرو می فروخت تا زمانیکه هشداری از طرف دپارتمان سلامت دریافت کرد.

او برای بسته بندی محصولات غذایی نیازمند تجهیزات استاندارد بسته بندی بود.

وی مجبور شد این کار را بخاطر هزینه های بالاتر تحمیلی (جهت خرید تجهیزات پیشرفته) متوقف کند تا بتواند رضایت اداره بهداشت را جلب کند.

مانی از اینکه مجبور شده بود کارش را تعطیل کند بسیار ناامید شده بود اما مدیر یکی از شعبه هایی که به او آجیل می فروخت از وی بسیار خوشش آمده بود و همین باعث شد تا به مدت یک سال بعنوان معاون مدیر استخدام شده و مشغول بکار شود.

اما شور کارآفرینی که در قلبش بود این موضوع را به او یادآوری می کرد که این تنها کاری مقطعی برای ورود به مرحله بعدی است.

در سال ۱۹۹۱ و در سن بیست سالگی بواسطه دوست پدرش که یک کارگزار بود به سمت خرید یک پمپ بنزین سیار رفت.

به او گفته شد که می تواند یکی از آنها را با ده درصد زیر قیمت اصلی بخرد بنابراین این فرصت را در هوا قاپید و همه پس اندازش را در آن سرمایه گذاری کرد و تبدیل به یک دلال سیار شد.

خب قضیه از این قرار بود که شرکت وام دهنده کلاه بردار بوده و مانی کل پس اندازش را از دست داد.

او سپس تلاش کرد که یک سوپرمارکت بخرد اما پس از این اقدام ماهانه ۱۰٫۰۰۰ دلار هزینه اضافی بر وی تحمیل می شد که سرانجام مجبور به فروش آن شد.

مانی در سال ۱۹۹۲ بدون پول و بدول شغل جواز املاک و مستغلات خود را گرفت و برای یک شرکت مرهونات بعنوان یک کارمند صدور وام مشغول بکار شد.

پس از شش ماه شرکت مرهوناتی خودش را راه اندازی کرد تا بتواند در املاک مصادره شده و توقیف شده سرمایه گذاری کند.

مانی در طول سال های ابتدایی با چالش های زیادی مانند مرزهای زبانی و مورد انتقاد قرار گرفتن از بابت خاور میانه ای بودن و … روبرو بود اما این موارد او را متوقف نکرد.در عوض باعث شد تا کار خود را بصورت جدی تر دنبال کند.

امروز مانی خوشبین چندین شرکت را در همه جوانب این کسب و کار رهبری می کند.

او شخصا در جریان کار همه خرید ملک ها , نقل و انتقالات و بازسازی ها قرار دارد و کمپانی خوشبین را که یک پرتفوی املاک و مستعلات تجاری در شش ایالت آمریکا و به مساحت بیش از ششصد و هفتاد هکتار است. .را مدیریت می کند.

اگرچه شاخه اصلی کسب و کار او املاک و مستغلات است و وی آن را بعنوان ستون فقرات می بیند اما در تجارت های دیگری نیز حضور دارد.

مانی بعنوان یک کارآفرین عاشق این است که خود را به چالش بکشد و به رویای دست داشتن در تجارت های زیاد جامه عمل بپوشاند.

مانی در نیوپرت کست با همسرش لیلا میلانی که مدل و بازیگر است و همچنین دخترشان پریشیلا خوشبین زندگی می کند.

 

 

پژمان قدیمی

کارآفرین خودساخته,نویسنده کتاب های پرفروش,مربی کسب و کار,تاجر ساعت , سرمایه گذار و بنیانگذار Vip motoring , Secret consulting و Secret entourage

او که یک کارآفرین خودساخته و نویسنده کتاب های پر فروش است در سال ۱۳۶۱ متولد شد و بیشتر دوران کودکی خود را در فرانسه گذراندو سرانجام در سال ۱۳۷۶ به آمریکا مهاجرت نمود.

مادرش به تنهایی او را با حداقل امکانات بزرگ کرد و پژمان خیلی زود تصمیم گرفت که روی پای خودش بایستد.

بخاطر نیاز مالی نتوانست تحصیلات خود را ادامه دهد.وی تصمیم گرفت که از سن خیلی کم کار کند و تمرکز خود را در امور بانکی گذاشت بطوریکه بسرعت برای خودش اسم و رسمی دست و پا کرد.پله های ترقی را یکی پس از دیگری طی کرد و در عرض چهار سال بدون اینکه هیچ گونه تحصیلات آکادمیک و یا آموزش رسمی دیده باشد خود را به سطح معاونت رساند.

او پس از سه سال صنعت بانکداری را با کوله باری از تجربه,حقوق دریافتی فوق العاده و پرتفوی املاک و مستغلات رها کرد که بعدها اهرمی شد برای بنیانگذاری سه کسب و کار بزرگ:

Vip motoring , Secret consulting و Secret entourage که رویهم رفته درآمد سالیانه چهل میلیون دلاری را برایش به ارمغان می آورد.

پژمان دیدگاهی بسیار منحصربفرد درخصوص موفقیت و کارآفرینی دارد که ظهور نوآوری از طریق تاثیرگذاری بر دیگران بعلاوه ارتباطات انسانی که ما بصورت روزانه بوجود می آوریم و توسط مهارت های مدیریتی کاربردی و موثر پشتیبانی می شود را شامل می شود.

پژمان تاکنون ده کتاب تالیف کرده است که آخرین آنها تئوری سه دایره است و درمورد یک نقشه راه منحصربفرد برای دستیابی به سطح بالاتری از خودآگاهی است که خود موجب ارتقای قدرت کارآفرینی می شود.

باوجود اینکه او در حال حاضر از نظر مالی استقلال دارد تلاش های خود را متمرکز بر آموزش دیگران درمورد اهمیت خودآگاهی , باور و نیروی تعیین نقش و هدف به دیگران از طریق آکادمی Secret entourage نموده است.

بعضی از دستاوردهایم عبارتند از :

من بعنوان معاون برای fortune 500 bank با هشتصد نفر پرسنل زیر دستم کار می کردم.در آن زمان من سوابق اخراج بیشتر کارکنان را پیگیری کردم.اما همچنین بیشترین ارتقای شغلی های افراد تحت نظرم را نیز رصد می کردم.

من دو کسب و کار آفلاین ساختم که سود یکی از آنها سالیانه بالغ بر چهل میلیون دلار است و دیگری کسب و کاری بر پایه تجملات است که سالیانه پانصد هزار دلار سود دارد.با اینکه من روی هیچ کدام آنها کار نمیکنم اما مالکیت ۱۰۰% آنها با من است.

من درحالی وارد فضای بازاریابی اینترنتی شدم که هیچگونه اطلاعاتی درمورد کدنویسی, برنامه نویسی و یا بازاریابی آنلاین نداشتم.امروز Secret Entourage بیش از دو میلیون بازدید کننده در ماه و همچنین بیش از یک میلیون دنبال کننده در شبکه های مجازی دارد.ما با هشتاد و دو درصد از جریان نقدی مثبت ایجاد شده و یا بقول شما همان سود از عدد سه میلیون دلار فراتر رفته ایم.

من ده کتاب تالیف کرده ام که کتاب آخرم با نام تئوری سه دایره در عرض سه سال بیش از یکصد و پنجاه هزار نسخه فروش داشته است و در همه جا بعنوان دومین کتاب پرفروش مطرح شده است.

هزینه موفقیت یک شبه من

۱۷ سال زندگی زیر خط فقر

زندگی در ۳ کشور

۸ بار عوض کردن خانه

۲۲ سال کار بدون وقفه

۹ کتاب ناموفق

۴۸۶۵ مقاله

۱۱۰۰ ویدیو

۴۵۰۰۰ هزار پست فیسبوک

۱۸۰۰۰ پست اینستاگرام

۴۵۰ مصاحبه کاری

۴ سال کار بدون دستمزد

شب نخوابیدن های بیشمار

گرین کارت نداشتم ولی کار پیدا کردم.

ماشین نداشتم ولی بخاطر ۵ دلار ماشین می شستم.

مدرک تحصیلی نداشتم ولی معاون بانک بودم.

از بیزنس چیزی نمی دونستم ولی تا الان ۴ تا کسب و کار راه اندازی کردم که سود سالانش ۴۰۰ بار بیشتر از زمانیه که از کار اخراج شدم.

بهانه شما چیست؟

 

مشارکت کننده و نویسنده مقالات فوربز
بنیانگذار و مدیرعامل Inbounce (مرکز استارتاپ)
ما شرکت ها را از ایده تا خروجی موفق می سازیم
من سابقا بنیانگذار,رییس هیات مدیره و مدیرعاملCartiza بودم
شرکتی که در سال ۲۰۰۶ با comcast ایجاد شد
قبل از آن Movaz networks را تاسیس کرده بودم
زمانیکه Movaz را فروختم ما بیش از صد میلیون دلارسود کرده بودیم
در سال ۱۹۹۸ یکی از بنیانگذاران Siara systems بودم که آن را با مبلغ چهار میلیارد و سیصد میلیون دلار به Redback فروختیم
من درمورد اینکه چگونه می توان یک استارتاپ را از ایده به یک کمپانی مولتی میلیارد دلاری تبدیل کرد مطلب می نویسم

نسرین مصطفی زاده
نسرین مصطفی زاده

نسرین مصطفی زاده

پژوهشگر ارشد در زمینه شناخت عناصر

تحقیقات نسرین مصطفی زاده متمرکز بر استفاده از هوش مصنوعی برای درک زبان از طریق داستان پردازی است تا برنامه ها نه تنها موضوع داستان را متوجه شوند بلکه ساختار و چرایی پنهان شده در پس زمینه آنها را نیز دریابند. این امر وی را قادر ساخته است که برنامه های هوش مصنوعی ایجاد کند که قابلیت درک بهتر زبان و همکاری بیشتری را با نوع بشر دارند.

سن : ۲۸ سال

سکونت : شهر نیویورک در ایالت نیویورک در کشور ایالات متحده آمریکا

تحصیلات : لیسانس هنر و علوم از دانشگاه صنعتی شریف/فوق لیسانس هنر و علوم از دانشگاه روچستر