مدیر عامل HopHR فوق لیسانس مدیریت منابع انسانی از دانشگاه Golden State لیسانس مدیریت از دانشگاه تهران

نادم مدیرعاملی باتجربه و با سابقه درخشان در صنعت اینترنت است.او در کوچینگ(مربیگری) تیم سازی مدیریت رهبری و رشد سازمانی مهارت دارد.نادم با داشتن فوق لیسانس در رشته مدیریت منابع انسانی از دانشگاه گلدن گیت در امر کارآفرینی یک متخصص حرفه ای است.

گرفتن آن تصمیم برایم دشوار بود زیرا مجبور بودم از همه چیز عبور کنم چیزهایی مانند شغل عالی خانواده کسب و کار دستاوردهایم و همینطور زندگی مرفه

نازلی پنج سال قبل با همسر و پسر بزرگش رایان به آمریکا مهاجرت کرد.نازلی و شوهرش تصمیم گرفتند تا در دانشگاه گلدن استیت و در مقطع کارشناسی ارشد به تحصیلات خود ادامه دهند.برای او بعنوان یک مهاجر زن کار آسانی نبود که همه چیز را از صفر شروع کند.”گرفتن آن تصمیم برایم دشوار بود زیرا مجبور بودم از همه چیز عبور کنم چیزهایی مانند شغل عالی خانواده کسب و کار دستاوردهایم و همینطور زندگی مرفه.زمانیکه به ایالات متحده وارد شدم با چالش های زیادی روبرو بودم.هیچ جا و هیچ کس را نمی شناختم و از طرف دیگر با سیستم آموزشی ایالات متحده آشنایی نداشتم.تحصیل در مقطع فوق لیسانس برایم کار آسانی نبود.در زمانیکه وارد داشگاه شدم با مشاهده افراد بومی از لهجه انگلیسی خودم شرمسار بودم.با انجام تحقیقات زیاد تمرین انگلیسی و صرف زمان ۴ تا ۵ ساعته در روز پیش از انجام هر ارائه به سختی درس می خواندم.مادر یک کودک  ۳ ساله بودن درحالیکه هیچ پشتیبانی از طرف خانواده وجود نداشت برایم چالشی دیگر بود”.او مجبور بود کودک خود را برای مدت زمان زیادی در پیش دبستانی گذاشته و صبح زود به دانشگاه برود تا بتواند برای انجام تکالیف محول شده جستجوی فضای تازه ایجاد شبکه و یافتن دیگر ایرانی آمریکایی های موفق زمان کافی داشته باشد.او در سیلیکن ولی در رویدادهای مختلفی درمورد کسب و کار و کارآفرینی شرکت کرد و در دانشگاه استنفورد دوره های متعددی را گذراند.

نازلی پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه گلدن استیت از شرکتی در سانتا کلارا پیشنهادی کاری دریافت کرد.او در هنگامی که آنجا کار می کرد فهمید که در صنعت کارمند گزینی و استخدام کمبودهای زیادی وجود دارد.این امر به مشوقی برای او بدل شد تا به فکر فرو رفته و راه هایی را بیابد که با آنها بتواند این نقایص را برطرف کند.او بعد از ۳ ماه کارکردن در شرکت مذکور تصمیم گرفت پیشنهاد کاری دیگری را بپذیرد. بهرحال او در همان روز اول از شرکت دوم استعفا داد زیرا دریافت که شرکت از او کارهایی را می خواهد که در شرح وظایف وی نبود.” مدیرم توانایی هایم را دست کم می گرفت و می گفت انتخاب دیگری ندارم زیرا تجربه کاری در ایالات متحده را نداشتم و سابقه کاریم در ایران فاقد ارزش است.بیاد می آورم که آن روز تمام راه تا منزل را گریه کردم زیرا احساس می کردم که به من توهین شده است.در آن لحظه به خودم قول دادم که مجبورم به خودم اطمینان کرده و شرکت خودم را بسازم.در قلبم احساس می کردم که این حادثه بد پیامی برایم دارد-باید آغازی از یک سفر دلچسب باشد.بیاد مکالماتی افتادم که قبلا با شوهرم داشتم و همیشه می خواستیم شرکت خودمان را داشته باشیم اما منتظر لحظه مناسب و ایده ای عالی بودیم.می دانستم که استعدادهای زیادی دارم که می توانم آنها را به جامعه جدید پیشنهاد کنم.”
یک سال طول کشید تا نازیلا بتواند کسب و کار خودش را راه بیاندازد و این درحالی بود که او فرزند دومش را حامله بود و از این دوران برای تحقیقات بازار درخصوص صنعت کارمندگزینی استفاده کرد.تحقیقاتش به او کمک کرد تا درمورد نقاط ضعف این صنعت و راه حل های موجود اطلاعات کسب کند.او شرکت خودش را تاسیس کرد که پلتفرمی برای داده های استخدامی استعداد هوش مصنوعی و یادگیری ماشین  بود.” سفر کارآفرینی ساده نیست دقیقا به هیچکدام از تجربیات گذشته تان شبیه نیست.مانند سوار شدن بر ترن شهربازی است همراه با چالش و هیجان و شما بایستی کاملا مجهز باشید.”
چیزی که مرا موفق تر کرد این بود که من هیچگاه در خانه منظر نشتم تا کسی در را بزند و به من کمک کند.به خودم گفته بودم که دفعه بعدی اوضاع بهتر خواهد شد و همینطور هم می شد.
نازلی جسارت و صبر بسیار زیادی از خود نشان داد تا بتواند کسب و کار خودش را ایجاد کرده و در این کار موفق شود.” شروع یک کسب و کار جدید باوجود یک بچه تازه متولد شده کار فوق العاده دشواری بود.من با نوزادم و لوازمش به جلسات می رفتم و مجبور بودم زمان جلسات را طوری تغییر دهم تا بتوانم به بچه ام شیر داده و از او مراقبت کنم.احساس می کردم که درحال قویتر شدن هستم. زمانیکه گزینه های زیادی دارید مجبورید آنها را اولویت بندی کنید .من هر شب پیش از خواب غذا درست می کردم نظافت منزل را انجام می دادم و کارهایم را برای روز بعد آماده می کردم.چیزی که مرا موفق تر کرد این بود که من هیچگاه در خانه منظر نشتم تا کسی در را بزند و به من کمک کند.به خودم گفته بودم که دفعه بعدی اوضاع بهتر خواهد شد و همینطور هم می شد.من همواره بدنبال موقعیت ها می گشتم و درپی رشد بودم.همیشه در رویدادهای ارتباطی شرکت می کردم  افراد را دعوت می کردم تا با هم قهوه بخوریم و در آنجا ایده ها و چشم اندازهایم را تشریح می کردم.پذیرا بودن و به اشتراک گذاشتن ایده هایم به من کمک کرد تا راهی را پیدا کنم و یک شبکه قوی بسازم.هیچگاه از به اشتراک گذاشتن ایده هایم با مردم نترسیدم.این امر به من کمک کرد که بازخوردها و اطلاعاتی ارزشمندی بگیرم تا بتوانم بطور قابل ملاحضه ای شرکتم را توسعه دهم .
نازلی می گوید که او خودش را از قبل برای هر جلسه آماده می کرده است.او چندین بار مکالماتی را که قرار بود در روز رویدادها استفاده کند بارها تمرین می کرد تا با با آنها احساس راحتی کند.” آنها(آمریکایی ها) می گویند وانمود کن تا به واقعیت نبدیل شود.این امر حقیقت دارد.همیشه به خودم می گفتم که دفعه بعد اوضاع بهتر خواهد بود و عملا نیز همینطور می شد.هر چه بیشتر تمرین می کردم باتجربه تر می شدم.
یکی از مهمترین نصیحت هایی که برای مهاجران دارم این است که : قبل از انجام هر کاری ۳ الی ۴ ماه زمان صرف آماده سازی تجهیز و بدست آوردن اطلات و رسیدن به شناخت از خودتان و توانایی هایتان کنید و سپس کار را شروع کرده و از دیگران نیز کمک بخواهید همانطور که خودتان نیز به مردم کمک می کنید.شما به این خودآگاهی نیاز دارید.من در حال حاضر برای باز کردن سر صحبت با غریبه ها و تاجران بسیار راحت هستم تا بتوانم شرکتم را به آنها معرفی کرده و یا اینکه حداقل ارتباطی دوستانه را با آنها ایجاد کنم.من همیشه به دوستانم می گویم که بدنبال مسیر ساده نباشید : میانبری برای موفقیت واقعی وجود ندارد.اگر بدنبال موفقیت دائمی هستید بایستی زمان و انرژی زیادی صرف کرده و بدون لحظه ای غفلت قدم های یکنواختی را بسوی اهدافتان بردارید.شما بایستس به خودتان اعتماد کرده و خودتان مسیرتان را آسفالت کنید.به مردم اجازه دهید که درباره شما تردید داشته باشند اما باید خودتان را باور داشته باشید و بیاموزید که چگونه گفتگوهای ذهنی منفی خودتان را شناسایی کرده و نسبت به آنها بی تفاوت باشید.”
اگرچه نازلی یک بیزنس ومن بسیار موفق است اما همچنان اهداف بزرگی برای دستیابی دارد.مهارت های مدیریتی نازلی در موفقیتش نقشی کلیدی دارند.او کسب و کارش را با موفقیت اداره می کند در رویدادها و کنفرانس های گوناگونی شرکت می کند با خانواده و دوستانش زمان صرف می کند و همچنان بر روی رشد خودش بصورت حرفه ای به سختی کار می کند.” در حال حاضر من هدف های بزرگی دارم اما باور دارم که برای دستیابی به آنها بایستی گام های کوچکی را بردارم من بسیار مثبت اندیش مصمم و سختکوش هستم.سئوالی که هر روز از خودم می پرسم این است : امروز چه چیزی به جهان اضافه کردم؟ و هر شب قبل از خواب به خودم  قول می دهم که فردا بهتر از امروزم باشم. فردا بهتر از امروز خواهد بود.”

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *