امید امین

معرفی آقای امید امین از زبان خودش :

کودکی تا اولین حقوق:

از ۵ سالگی در سوپر مارکتی که آن زمان پدربزرگم داشت با فروش آشنا شدم، البته من برای بستنی خوردن آنجا میرفتم اما کم کم یاد گرفتم که هرچه مردم از تو بیشتر خوششان بیاید بیشتر کنارت میمانند و از تو خرید میکنند و این اولین درس فروش بود که در زندگی گرفتم. من از خانواده متوسط رو به بالایی بودم ولی از همان اول به کسب درآمد علاقه داشتم و تابستان ها در کارخانه پدرم وقت خود را میگذراندم. تقریبا ۱۷ ساله بودم که اولین حقوق خودم رو که ۱۵۰ هزار تومن بود از کار پاره وقت و دانشجویی گرفتم؛ با ذوق و شوق فراوان هر ماه برای گرفتن همان فیش با مبلغ ناچیزش روز شماری می کردم، چون سقف آرزوهای من در آن دوره صد و پنجاه هزار تومن بود و من بعد ها یاد گرفتم نباید برای آرزوهایت سقف قرار دهی وگرنه نهایت پروازی که میکنی تا همان سقف است.

اولین کسب و کار شخصی:

دو سال در یک شرکت داروسازی کار آموزی کردم ولی از همان روز ها چیزی درونم زمزمه میکرد که تو مال کار کارمندی نیستی! نه اینکه کارمندی مشکلی داشته باشد، بلکه هر کسی را برای کاری ساخته اند و هستند کارمندان فروشی که میلیون ها دلار در آمد سالیانه دارند. به هر حال به نصیحت پدرم که از کارآفرینان و مدیران قدیمی کشور است برای کسب تجربه از همان اول نپریدم وسط فضای استارت آپی و راه اندازی کسب و کار و در حین ادامه تحصیل چند صباحی با کار کردن برای دیگران تجربه کسب کردم و در این مدت تحصیلاتم را به پایان رساندم و به آدمی تبدیل شدم که هم تا بالاترین درجه علمی درس خوانده و هم نم نمک این آموخته ها را در شرکت های مختلف تست کرده.
می دانستم حالا آماده این هستم که قایقم را به دریای کسب و کار بیاندازم، و از آنجایی که خیلی از نظر آکادمیک قوی بودم -و حتی فروش و بازاریابی را تدریس میکردم- مطمئن بودم موفق می شوم. پس ایده ای که ۲ سال روی آن تحقیق کرده بودم اجرایی کردم و سرمایه خیلی خیلی اندک ۲ میلیون تومانی که داشتم برداشتم و ۲۰ میلیون تومان هم از یکی از آشنایان گرفتم و شریکش کردم و محصولاتی در حوزه کودک که تا آن زمان در ایران نبود وارد کشور کردم. سال ۸۷ اولین پارت کالای خود را وارد کشور کردم که شامل چند کارتن اقلام ایمن سازی محیط برای کودکان بود. شاید از زیباترین لحظات زندگیم روزی بود که جلوی خانه منتظر رسیدن وانت بودم و شوق فراوانی داشتم تا بار اندک خودم را از پشت وانت پیاده کنم، و شاید فکرش را هم نمیکردم روزی برسد که به طور مرتب با همان برند چندین کانتینر واردات داشته باشم که همه مشتریانم منتظر آن هستند. اما این مربوط به سال ها بعد است، چیزی که در همان اولین تجربه برای من اتفاق افتاد داستان دیگری است…

اولین تجربه شکست:

پس از دو سال زحمت و کار فراوان، همه این ذوق و شوق را به همراه اسباب و اثاثیه ای که برای دفتر کار کوچکم خریده بودم با ضرر فروحتم و شرکت را تعطیل کردم و من ماندم و ۳۰ میلیون تومان بدهی در اول جوانی!
خیلی پارامتر ها در شکست اولین بیزنس شخصی من موثر بود مثل بی تجربگی در بازرگانی ، ننوشتن بیزنس پلن، عدم استخدام نیروی فروش خوب، عدم انتخاب شریک قوی و بسیاری موارد دیگر. ضربه بزرگی خوردم اما تجربه بزرگتری کسب کردم، و از آنجایی که کتاب های روانشناسی و موفقیت زیادی میخواندم می دانستم که حالا دیگر با خیلی از آدم های بزرگ یک چیز مشترک دارم و آن داشتن تجربه شکست است! تصمیم گرفتم از آنجا که در امور تدریس و کسب و کار علم خوبی دارم به تدریس و مشاوره بپردازم تا بدهیم را بدهم و همزمان به فکر استارت بیزنس های بعدی بودم. برای چند ایده ای که داشتم بیزنس پلن نوشتم و تحقیقات خوبی کردم و اشتباهات کسب و کار قبلی را نیز بار ها مرور کردم.

کسب اولین میلیارد پول در چهار ماه:

بعد از یکسال و نیم در سال ۸۹ توانستم با مشقت فراوان برای جلسه کوتاهی با یکی از بزرگترین سرمایه گذاران ایرانی وقت بگیرم. قرار بود فقط کمی گپ بزنیم ولی می دانستم در چنین جلسه مهمی یا همه چیز بدست می آوری و یا بزرگترین شانس زندگی خودت را از دست میدهی، پس برای بهترین و حساس ترین مذاکره عمرم آماده شدم و طی جلسه تنها یک قانون را با خودم مرور میکردم: اگر محصولت خوب است و تو این را میدانی، فقط کافیست به خریدار هم همین را بفهمانی. پس پیش خودم مرور کردم ” تو آدم خوب و با اطلاعات و با تجربه ای هستی و به درد چنین سرمایه گذاری می خوری، پس خودت باش و حرف بزن، فقط کافی است طرفت هم اینها را بفهمد”. با همین قانون موفق شدم نظر مثبت وی را کسب کنم و وقتی این جمله را شنیدم که “از تو خوشم می آید تو مرا یاد جوانی خودم می اندازی”، کار تمام شده بود.دلیلش هم نوع ارتباط گیری من بود که در دوره های مهارت های ارتباطی همه این تکنیک ها را گفته ایم؛ در حقیقت بهترین فروش زندگیم را انجام دادم و همراهی و سرمایه گذاری یک فرد قوی را کنار خود داشته باشم و دری به روی موفقیت های بعدی به رویم باز شد. خیلی زود از من طرح ها و ایده هایم را خواستند و با تکنیک های برنامه ریزی عمیق، در کمتر از شش ماه روی همان کسب و کار کودکان اولین سرمایه را جذب کردم و این بار طبق استراتژی نوشته شده و بسیار دقیق وارداتی را انجام دادیم و در کمتر از ۴ ماه یک میلیارد تومان فروش کردیم و سود خوبی بدست آوردیم. این اولین یک میلیارد زندگی من بود و بیشتر از پولش حس و حال موفقیت مرا خوشحال می کرد.
این موفقیت مرا دلگرم کرد تا در حوزه کسب و کار و استارت آپ بیشتر دقیق شوم و با شرکت دیموند (که از شتابدهنده های بزرگ ایران است) آشنا شدم و شراکتی با این گروه قوی شروع کردیم. چند کسب و کار کوچک و بزرگ را آغاز کردیم و موفقیت هایی که کسب می شد همیشه آغازی بود برای آشنایی با فرصت های جدید و موفقیت های بیشتر.
آشنایی با شرکت های چند میلیارد دلاری در دنیا و راه اندازی برند های بین المللی:
به کمک تکنیک های مهارت های ارتباطی و فروش، زمان زیادی نگذشت تا با انسان های تاثیر گذار و بزرگترین شرکت های بین المللی در زمینه استارت آپی همکاری های خوبی شروع کردم و در اتاق هایی ورود پیدا کردم که بسیاری از آدم های قدرتمند به سختی وارد آن می شوند.
آشنایی و شراکت من با کمپانی هایی مانند پلاگ اند پلی که یکی از بزرگترین شرکت های شتابدهی در دنیاست و بیش از هفت میلیارد دلار تا ۲۰۱۸ سرمایه برای استارت آپ ها جذب کرده، همینطور سرمایه گذار های بزرگ ایرانی و افراد نخبه و خبره فرصت های طلایی را برایم رقم زد. در حقیقت من داشتم به این جمله عمل می کردم که “تو در اتاقی موفقیت را پیدا میکنی که همه در آنجا در آن زمان از تو موفق ترند” .
از آنجایی که من در برند سازی و فروش تبحر داشتم، خیلی زود بیزنس هایی که شروع کردیم جنبه بین المللی گرفت و با کمک شبکه قوی که اکنون داشتم توانستم کار های زیادی را در زمینه های واردات (برند بین المللی تاینی بیبی)، آنلاین بیزنس(تاپی شاپی)، خدمات بازاریابی بین الملل(برند بین المللی تانل)، ارز دیجیتال و آموزش شروع کنم و این ها همه فراتر از آنچه است که روزی تصورش را میکردم، اما امروز حتی اینها سقف آرزوهای من نیستند زیرا از همان ۱۷ سالگی یاد گرفتم که برای آرزوهایت نباید سقفی بگذاری.

دوره های آموزشی فوق تخصصی دانشگاه تهران:

تحصیلات، ثروت و قدرت هیچکدام دلایل محکمی نبودند تا من بخواهم بواسطه آنها آموزش بدهم یا از دیگران بخواهم به من گوش کنند، به همین دلیل هم سال ها قبل آموزش دادن را کنار گذاشتم… اما اکنون خوشحال و خوشبختم و این دلیل خوبی است برای انکه با اطمینان بگویم می توانم طریقه خوش کار و زندگی و موفقیت را به دیگران بیاموزم.
با هدف افزایش شبکه ارتباطات و سرمایه گذاری روی کسب و کار ها،حالا بعد از سال ها حالا در سال ۹۶ دوباره به آموزش رو آوردم و می خواهم به افراد کمک کنم تا مانند من در کمتر از ۴ ماه به یک میلیارد اولشان برسند. با دانشگاه تهران صحبت کردم و قرار شد مشترکاً دوره های فوق تخصصی برای کسب و کار ها راه اندازی کنیم تا افراد، شرکت ها و استارت آپ ها بتوانند ثروت آفرینی کنند و از آنجا که این آموزش ها مورد تایید سرمایه گذاران و دانشگاه و من است، معتبر ترین مدرک دانشگاه تهران با قابلیت ترجمه رسمی و ارائه به شرکت های بین المللی و دانشگاه های سراسر دنیا را برای فارغ التحصیلان در نظر گرفتیم. خیلی زود گروه آموزشی را دایر کردیم و اساس این بیزنس آموزشی “برد، برد، برد” نهاده شد یعنی برد کسب و کار ها، برد سرمایه گذاران، برد دانشگاه و من.
در این دوره ها من به افراد و استارت آپ ها تمام راه و روش راه اندازی و انجام یک بیزنس در سطح بین المللی و عالی را می آموزم و کمک میکنم تا میلیاردر شوند، از طرف دیگر سرمایه گذاران بزرگ ایرانی و یا جهانی که می بینند این کسب و کار ها از این دوره های آموزشی که مورد تایید آنهاست سربلند بیرون می آیند با راهنمایی من روی آنها سرمایه گذاری میکنند و سود می برند، این وسط همه پولدار تر می شوند و همه خوشحالند و این یعنی معامله ای که پایان ندارد.
اکنون که در یکی از قله های موفقیت اما هنوز در وسط راه قرار دارم، تنها یک هدف پیش روی خود میبینم و آن فتح تمام قله ها کنار همراهان با انگیزه است. و می دانم راه تحقق رسیدن به آرزوها یک چیز است و آن اینکه آنها را در آغوش بکشی…

انتشار مطالب فوق با هماهنگی با آقای امیرحسین عسگری صورت گرفته است.

وب سایت : www.omidamin.ir

اینستاگرام : omidamin.ir@

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *